نمی دانم چرا از هفته پیش برایم مهم شده است که خواننده های وبلاگم ( حتی تعداد انگشت شمار هم که باشند ) هر از چند گاهی حضورشان را با یک کلمه اعلام کنند.

 درسته من این وبلاگ را به خاطر دل خودم و بعنوان دفتر خاطرات راه اندازی کردم ولی خدائی یک جورهایی دلم می خواهد حضور خوانندگان وبلاگ را حس کنم. بخصوص در پستی تحت عنوان " این روزها " من واقعا درخواست راهنمائی داشتم. البته ۲ راهنمائی صمیمانه گرفتم ولی آمار بازدیدکننده از وبلاگ در آن روز حدود ۴۰ نفر بود. خوب خودتان را بگذارید جای من چه  فکر می کنید؟ باز هم به بازدیده کننده محترم حق میدهم چون خودم نوشته بودم که اگر فرصت دارید راهنمائی کنید ولی نمی دانم چرا به دلم افتاده بود دوستان بیشتری نظر می دهند؟

 اذعان می کنم که حتی اگر وبلاگم خواننده ای هم نداشته باشد به تنهائی ادامه می دهم چون ذاتا " از آن دسته افرادی هستم که یک جورهایی انرژی سر خود هستند و برای اهدافشان بسیار با انگیزه .

خوب ، فقط قصدم ابراز احساسم در این مورد خاص بود و جسارتا" هرگز نه خواهشی در میان است و نه تهدیدی ( نظیر برخی از دوستان وبلاگ نویس ) و...  فقط خواستم بدانید در این خصوص چطور فکر می کنم و چه حسی دارم ، همین و بس .

 همیشه بر فراز قلل دوستی باشید .

 

پی نوشت :

امروز به این جمله زیبا برخوردم :

خوشبخت ترین فرد کسی است که بیش از همه سعی کند دیگران را خوشبخت سازد.     زرتشت